تبليغاتX
▄▀▄ فيزيك يا خداشناسي؟! ▄▀▄

▄▀▄ فيزيك يا خداشناسي؟! ▄▀▄
♥♥♥♥♥ از عشق تو در خلأ نفسها ديدم ◄اللّه نور السّماوات► بي هيچ تلسكوپي ثريّا ديدم ♥♥♥♥♥
لینک دوستان


شبهايي كه هيچگاه تكراري نمي شوند ...

                              شبهاي جمعه ... شايد به ياد توست كه هنوزم نمرده ام ........


چشم در چشم فوتون ها دل عاشق دارد

در دلش عطر نفـــــــس هاي شقايق دارد ...



[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 23:0 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]


صفحه دفترِ گسترده آفاق جهان را،

گاهی

پیش چشمت بگشای

 پنجه در پنجه ابلیس فکن

تا کی و چند، اسارت در «خویش»؟

می‏توانی که گریبان برهانی از «نفس»

می‏توان ز «خود» آزاد شوی.

تو، فروغ سحری

موج بی آرامی

جویباری جاری

خنده صبحی و مهتاب شبی

تو فروزنده‏تر از خورشیدی

حیف اگر وصله ناجور و کج جامه «هستی» باشی!

درد و افسوس اگر مشتری زشتی و پستی باشی.

حیف اگر در «شب قدر»

«قدر» خود نشناسی؛...


شهادت مولاي مظلومان، علي عليه السّلام بر تمام عالم، تسليت


[ دوشنبه 31 مرداد1390 ] [ 3:34 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]

      سرعت فوتون های بندگیمان را به مرز سرعت نور برسان، تا ره بندگی ات را در چشم بر زدنی بپیماییم و

و بر اثر آن، طول مسیر بندگی، انقباض یافته و کوتاهتر گردد و در جوار عرش کبریایی ات، مأوا بگیریم. خدایا...

* * * * *

میشود پرده ی چشمم پر کاهـــــــی، گاهی

دیده ام هر دو جهان را به نگاهــــــی، گاهی

            وادی عشق، بسی دور و دراز است، ولــــــی

            طی شود جاده ی صد ساله به آهی، گاهــی

                        در طلب کوش و مده دامــــــــن امّید از دست

                        دولتی هست که یابی سر راهــــــی، گاهــی

                         "" اقبال لاهوری ""

* * * * *

و همچنان، امید واریم؛ پروردگارا ... خصوصأ در ماه بندگی و رحمتت


[ دوشنبه 17 مرداد1390 ] [ 18:36 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]
      بهره بردن از او در زمان غیبت همانند بهره بردن از خورشید پشت ابر است. آری آقا! هم فوتون های تو به

ما میرسد و هم گراویتون هایت!

      اگر فوتون های تو به زمین دل های ما نرسد، چگونه جوانه های امید برویند و چگونه اشک های شور من

شیرین شود؟

      اگر گراویتون های تو به ا نرسد، چگونه دریای بر خواب رفته ی دلهامان، جزر و مد کند و در فراق تو خروشان

و بی تاب گردد؟

      براستی که وقتی تو بیایی و اشک های چشمه های چشمانم بر زمین ترک خورده ی لبانم

برسد، غنچه ی خنده بر لبانم شکوفا خواهد شد.

آقا بیا ...


[ یکشنبه 26 تیر1390 ] [ 0:11 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]
سلامی به زیبایی نام حسین بر دوستان عزیز. سلامی به گوارایی نام عبّاس بر تشنگان عشق. و سلامی به مظلومی نام علی بر همه ی مظلومان. امتحانات ما که تمام شد! و خوشحال و شادابیم بسیار! امیدوارم در این روزهای زیبا، خوشحال و موفّق باشید. به زودی با پست جدید میام و جبران میکنم.
[ سه شنبه 14 تیر1390 ] [ 23:33 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]

        پوزش! به دلیل تأخیر طولانی!

 

آنقدر هوا داغ بود و آنقدر خورشید، ناجوانمردانه شعله می افروخت که دریاچه ی صبر مرا تبخیر کرد.

در اثر این تبخیر، احساس سبکی کردم تا راحت تر به دنبال یکی شبیه به خودم بگردم و با هم رعد و برق زنان

تو را صدا بزنیم.

امّا حیف !

حیف که وقتی ابر صبر من در سرمای کشنده ی گناه قرار گرفت، تقطیر رخ داد تا آنجا که به همان دریاچه ی

ساکن و بی موج تبدیل شدم.

خسته ام ... خسته ام از تکرار این چرخه !

آقا بیا . . . . . . .

 

[ یکشنبه 18 اردیبهشت1390 ] [ 16:51 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]
 

سلام. سلامی به سبزی بهار بر دوستان عزیزم.

یکسال دیگر همچون گذر ابرها گذشت!

یک بار دیگر زمین خاکی مان دور خورشید سوزان چرخید و یک بار دیگر

پیرتر شدیم!

یک بار دیگر یک سال دیگر به مرگ نزدیک تر شدیم تا بدانیم! تا بدانیم

قدر بهار عمرمان جوانی مان را.

با تمام خوبیها و خوشی ها و حتی بدیها و سختی ها. اما چه دردی

سخت تر از پنهان بودن خورشید و محروم بودن از گرمای حیاتبخشش؟

او می آید اگر ما بخواهیم .........

به امید ظهور امام دلها و به امید پیروزی حق و به امید نابودی باطل

 

[ دوشنبه 1 فروردین1390 ] [ 0:28 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]

     انفجار نور بود! خيلي ها اين انفجار را از نزديك ديدند و صداي آنرا شنيدند. امّا ما تصاويري از آنرا ديديم امّا

صداي آن هنوز گوش فلك را كر مي كند.

    در دل ظلمت و خفقان و در بهبوهه ي صوت هاي ساكت، صوتي بود با شدّتي بيشتر از بقيّه. امّا تصويرش

را خيلي ها نمي ديدند!

    تا اينكه خدا خواست و بارقه اش بر چشمان منتظر رسيد. آن ها فوتوني شدند و بهم پيوستند و شد آنچه

بايد مي شد! بيگ بنگ را خيلي فقط بيگ بنگ مي دانند امّا غافل از آنگه بيگ بنگ فقط بيگ بنگ نيست!!!!


    **************

 انفجار نور بر شما تبريك


[ جمعه 22 بهمن1389 ] [ 13:29 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]

در غم كشتن تو قلب فوتون مي گريد

ماه و خورشيد و سراب و پروتون مي گريد


     باز محرّمش آمد. دوباره آمد تا ما را با اصل خود پيوند دهد و به ما اين درس را دهد كه ارزشمنديم.

     محرّم آمد و تمام فيزيك نقض شد! تمام اقيانوس ها در هر دمايي از خجالت تبخير گشتند و خورشيد

آتشين سرد شد.

     در اوّل ماه، كه حتّي هلال ماه هم ديده نمي شود؛‌ ماه شب چاده ديده شد. آن هم در نزديكترين فاصله

به زمين.

     محرّم آمد و صداي مردي را از اعماق تاريخ، به ما رساند و در عجبم از شدّت صوت اين صدا ...

هل من ناصر ينصرني‌ ؟

لبّيك يا حسين   لبّيك يا حسين   لبّيك يا حسين  لبّيك يا حسين  لبّيك يا حسين

* * * * * * * * * * * * * *

ضمن عرض قبولي عزاداري خا ي دوستان عزيز و محبّان حسين عليه السّلام

چند تا عكس با موضوع ارباب دو عالم طرّاحي كردم

انشاءالله مورد قبول امام حسين(ع) و مورد توجّه دوستان عزيز قرار بگيره

عكس 01


عكس 02


عكس 03


عكس 04



التماس دعاي ويژه


[ سه شنبه 16 آذر1389 ] [ 15:48 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]

     اين روزها، خورشيد، مي تابد! فروزان تر و پر انرژي تر از هميشه. اين روزها خورشيد با تمام قدرت بر ماه

مي تابد تا انعكاس نور خورشيد، زمين و آسمان ها را فراگيرد؛ و ديگر هيچ سياهچاله اي تاب قدرت نمايي

نداشته باشد. ماه شب چارده يعني اين!

     جاذبه ي اين ماه شب چارده، جزر و مدي در دل ها بوجود آورد كه در اثر مد، آب اقيانوس دل از چشم

جاري مي شود.

     فوتون هاي اين ماه، آن قدر انرژي دارند كه از پشت هر ابر سياه، ظلمت فضاي مردگي را غرق در نور و

حيات كنند. حياتي پاك كه آرزوي فطري هر انسان بوده و خواهد بود.

**************

♦♦♦♦♦ عيد ولايت بر انسان هاي آزاده مبارك ♦♦♦♦♦



[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 9:0 ] [ ◄ 10 به توان 6- ► ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

آدرس من ↓↓↓
يك ذرّه ي خيلي كوچك در : جهان هستي ▐كهكشان راه شيري ▐منظومه ي شمسي ▐سيّاره ي زمين ▐كشور عزيز ايران ▐استان سمنان ▐شهرستان دامغان ▐دانشگاه دامغان ▐كلاس 205 !

مرا در اتم ها نجوييد، زيرا : نسبت به تشعشعات آن حسّاسم!
امکانات وب
ایران رمان